محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

394

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

چگل - [ بكسرتين ] شهريست بتركستان كه حسن خيز بود . « 21 » مثالش شيخ سعدى فرمايد : بيت محقق همان بيند اندر ابل * كه در خوبرويان چين و چگل چغل - [ بضم جين و فتح غين معجمه ] نوعى از پوشش غازيان باشد كه در روز جنگ پوشند ، كذا فى الادات الفضلاء . مثالش امير خسرو گويد : بيت نه همچون ديگران زاهن چغل پوش * سلاح عصمت يزدانش بر دوش و نزارى قهستانى نيز گويد : بيت چغل به پيش سنانش بود چو ديو و شهاب * زره به پيش خدنگش چو سوزنست و حرير و [ بفتح جيم و غين ] در فرهنگ بمعنى چين و شكنج و بمعنى آن ظرفى كه از بلغار و غيره دوزند و لولهء بر آن نصب كنند و مسافران از آن آب خورند آمده . و بضمتين بمعنى سخن چين و نمام و [ بكسرتين ] بمعنى گل و لاى آمده « 22 » . چنداول « 1 » - [ بضم واو ] گروهى را گويند كه از پس لشكر روند و چندل و چندول نيز گويند . مع الميم چم - [ بفتح جيم ] بمعنى معنى است . مثالش استاد شهيد گويد : بيت دعوى كنى كه شاعر دهرم و ليك نيست * در شعر تو نه حكمت و نه لذت و نه چم و ديگر امر از چميدن و خراميدن باشد . مثالش شاه « 2 » ناصر خسرو گويد : شعر گر « 3 » رحمت و نعمت چريد خواهى * از علم چر امروز و بر عمل چم و بمعنى چمنده و خرامنده نيز باشد و در فرهنگ بمعنى اندوزنده و امر باندوختن نيز آمده و ديگر بمعنى جرم و گناه نيز آمده مثال اين معنى نزارى قهستانى گويد : شعر جم گفتمش . كو جم چه جم ، بر من بدين سهوست و چم * مثلش نيامد در عجم شاهى ز نسل بو البشر و مخفف چشم نيز آورده و به اين بيت حديقه تمسك نموده : بيت عالم ديگرست عالمشان * نيست فرقى ز نور تا چشمان و بمعنى نظام نيز آمده چنان كه « 4 » عنصرى گويد : بيت ز گرگ اگر نبوى به ، بتر ز گرگ مباش * اگر تو مؤمنى « 5 » و كار دين تو بچمست

--> ( 1 ) اين لغت را « س » ندارد از « غ » و « ب » است و در « الف » ابتدا نوشته‌اند و بعد روى آن خط كشيده . ( 2 ) كلمه از « ن » است . ( 3 ) « س » : كود . ( 4 ) اصل : چنانچه . ( 5 ) « س » : تومنى . ( 21 ) در برهان معنى گل و لاى و لجن نيز دارد . ( 22 ) در برهان اين معنى به لغت چگل داده شده است چنان كه نقل كرديم نه براى اين لغت .